Tuesday, September 1, 2009

آرایش های جدید سیاسی در ایران

بیش از ۵۰ روز از انتخابات ریاست جمهوری در ایران می گذرد. در هیاهوی پس از اعلام نتایج ، رژیم بجای قانع کردن مردم راه قوه قهریه را برگزید و حتی تظاهرات مسالمت آمیز مردم نیز با شدت بی سابقه ای سرکوب شد. نگاهی به شعار های مردم در تظاهرات های پس ار انتخابات نیز نشان می دهد که بسیاری از این شعارها ساختارشکن بوده و اصولا در ۳۰ سال پس از انقلاب اسلامی در ایران هیچگاه تفاوت ایدئولوژیک بین حکومت و مردم، اگر نگوئیم وجود نداشته،حداقل تا این حد آشکار نبوده است.
اما این تفاوت و ریزش ایدئولوزیک آشکارا در صفوف افراد منتسب به حکومت نیز دیده می شود. در صف اول میر حسین موسوی ، مهدی کروبی، ۵۰ نفر فعال سیاسی دستگیر شده و احزاب سیاسی منسوب به اصلاح طلبان تندرو قرار دارند. سیاست مشت آهنین حکومت گرچه باعث تغییر گفتار و تا حدی رفتار این دسته شده، اما با فرض ثابت ماندن شرایط بنظر نمی آید این دسته دیگر شانسی برای گذشتن از فیلترهای حکومتی و مشارکت در قدرت داشته باشند.
در صف و یا صفوف پشت خط اول، دسته بندی ها هنوز بطور کامل شکل نگرفته. اما چند دستگی در عکس العمل به پیامد های پس از اعلام نتایج انتخابات، حتی در حلقه محافظه کاران نیز به سادگی مشهود است. انتشار نامه انتقاد آمیز عسگر اولادی در اولین روز شروع به کار رسمی رییس جمهوری، نشانی از این واقعیت است که جناح محافظه کار نیزدر دوره دوم احمدینزاد بسادگی وی را تحمل نخوهد کرد. ریزش حلقه طرفداران احمدینژاد تا بدانجا پیش رفته که تشکل راستگرای جامعه اسلامی مهندسین – که محمود احمدی نژاد قبل از ریاست جمهوری عضو شورای مرکزی آن بود – به رییس جمهوری هشدار داد به گونه ای رفتار نکند که سرنوشت ابوالحسن بنی صدر برای وی تکرار شود، و عده ای از بسیجیان با تظاهرات علیه اسفندیار رحیم مشائی، خواستار پس دادن آرای خود توسط آقای احمدی نژاد شدند.
انتصاب صادق لاریجانی به سمت ریاست قوه قضاییه اما در این احوال نشان داد که ابتکار عمل در حکومت کماکان در دست رهبر است. این حرکت همچنین می تواند نشانگر تلاش برای کنترل احمدی نژآد از یک سو و مستحکم کردن پیوند خانواده لاریجانی با نظام مذهبی از سوی دیگر باشد. صادق لاریجانی نیز در روز اول کاری خود خواهان مجازات عوامل آزار و شکنجه بازداشت شدگان حوادث اخیر شد. وی اعلام کرد "هیچ کس نباید جرئت کند تا به حقوق شهروندان تجاوز کند، متجاوزان محاکمه خواهند شد." جنبش مخالف در ایران می گوید تاکنون 69 تن در جریان سرکوب ناآرامی های اخیر و نیز تحت شکنجه در زندان ها جان خود را از دست داده اند.
اما آیا بیم از ریزش در صفوف دوستان رهبر/احمدینژاد باعث شده تا رهبر در حال آماده سازی صحنه برای قربانی کردن احمدینژاد باشد؟
آیت الله خامنه ای می داند که عمیق تر شدن شکاف بین دولت و بقیه حاکمیت در شرایطی که تورم غیر قابل کنترل، هزینه های بسیار بالای زندگی و تحریم های بین المللی علیه ایران وجود دارد، فقط منجر به پیچیدگی بیشتر اوضاع داخلی ایران خواهد شد

Wednesday, August 19, 2009

محاکمه بهائیان ایران:فشار رژیم بیشتر می شود

محاکمۀ هفت تن از رهبران زندانی بهائی در ایران تا ۲۶ مهر (۱۸ اکتبر) به تعویق افتاده است بنا به گفته دیان علائی، نمایندۀ جامعۀ جهانى بهائی در سازمان ملل در ژنو، پيرو درخواست آقای هادی اسماعیل زاده و خانم مهناز پراکند– دو تن از وکلای مرکز مدافعان حقوق بشر که دفاع از این هفت بهائی را بر عهده دارند.

دادگاه رسیدگی به پرونده اين هفت نفر را به مدت دو ماه به تعویق انداخت.

دو عضو ارشد گروه وکلا، خانم شیرین عبادی برندۂ جايزه نوبل و آقای عبدالفتّاح سلطانی، قادر به حضور در جلسۀ دادرسی نبودند زیرا خانم عبادی در خارج از کشور به سر می برد و آقای سلطانی زندانی است؛ او در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ ژوئن ۲۰۰۹) در پیِ ناآرامى هاى مدنی پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت شده است.

هفت زندانى بهائى عبارتند از خانم فريبا كمال آبادى، آقاى جمال الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى، آقاى سعيد رضائى، خانم مهوش ثابت، آقاى بهروز توكلى و آقاى وحيد تيزفهم. تمامى اين افراد، غير از يک نفر، در تاريخ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ در منازلشان در تهران دستگير شدند. خانم ثابت در تاريخ ۱۵ اسفند ۱۳۸۶ در مشهد بازداشت شده بود. از آن زمان تاكنون اين افراد بدون اتهام رسمى و يا دسترسى به وكلایشان در زندان اوين نگهدارى مى شوند.

گزارش های رسمى خبرى از ايران حاكى از آن است كه اين هفت نفر قرار است به اتهام «جاسوسى براى اسرائيل، توهين به مقدسات و تبليغ عليه نظام» محاکمه شوند.

جامعۀ جهانى بهائی اکيدا تمام اتهامات وارده به این هفت نفر را رد کرده و گفته است آنها صرفاً به خاطر اعتقادات دینی مورد آزار هستند.

بهائیان در ایران پس از انقلاب اسلامی در سال ۵۷ از کلیه حقوق شهروندی از جمله حق تحصیل محروم شده و تمامی افراد شاغل در دولت نیز توسط رژیم جمهوری اسلامی تحت عنوان "پاکسازی" از کار اخراج شدند و تعداد زیادی از آنان نیز اعدام شدند. تنها در یک مورد ساده ۱۰ زن جوان بهائی در شیراز در خرداد ماه ۱۳۶۲ به جرم داشتن عقاید بهائی "مفسد" شناخته شده و بدار آویخته شدند.

رهبران رژیم ایران در چندین نوبت اعضای جامعه بهائی را تهدید یه محاکمه نمودند و اعلام کردند که "اعمال افراد بهائی بدقت زیر نظر میباشد." در این راستا جالب است که بپرسیم این ۷ نفر با وجود آنکه نه پست دولتی داشته و نه امکان دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده را داشته اند ، چه اطلاعاتی را به اسرائیل منتقل کرده اند؟

Wednesday, August 12, 2009

استانداردهای ایمنی پرواز: بخش دوم




ایمنی پرواز در ایران را می توان در دو بخش بررسی نمود. نخست ناوگان هوایی ایران ایر بعنوان هواپیمایی ملی. چند وقت پیش مصاحبه مفصلی انجام دادم با آقای "رونان هیوبرت" در سویس که کارشناس مسیل ایمنی پرواز و تاریخدان در زمینه سقوط هواپیماست(این مصاحبه به همراه همراه گزارش ویژه مربوط به سقوط هواپیمای توپولوف در برنامه خبرها و نظرها از صدای آمریکا پخش شد) ارزیابی آقای هیوبرت از شرکت ایران ایر این بود که این شرکت جزو شرکتهای خوب در زمینه ایمنی پرواز است:" ایران ایر ثابت کرده که میتواند در لیست سیاه پرواز به اتحادیه اروپا قرار نگیرد.آنها بطور منظم پروازهایی را به شهرهای مهم اروپایی مانند برلین،پاریس،لندن و ژنو انجام می دهند.ناوگان ایران ایر شامل هواپیماهای ایرباس و بویینگ است و این شرکت در چند مورد برای تضمین سلامت و امنیت پرواز این هواپیما ها به کمک آمریکا محتاج است." خوب ما میدانیم که بویینگ شرکتی آمریکائیست و توربین جت ایرباس نیز در ایالات متحده تولید می شود. از این نظر هردو این شرکتها، به جهت تحریم فروش هواپیما از سوی ایالات متحده، از فروش هواپیما به ایران خودداری می کنند.اما حد اقل در دو مورد مدارکی وجود دارد که دولت آمریکا با فروش و تامین قطعات ایمنی پرواز ناوگان ایران ایر موافقت نموده است. بر طبق گزارش سال ۲۰۰۶ وزارت خزانه داری آمریکا،این وزارتخانه در پی انتشار گزارش سازمان هواپیمایی فدرال آمریکا مبنی بر فرسودگی هواپیماهای ایرباس ایران ایر و به مخاطره افتادن جان مسافران ایرانی با فروش قطعات ایمنی پرواز از طریق یک کشور ثالث به ایران موافقت نموده.
با اینحال ایران از تایید این خبر خودداری کرده و در بعضی موارد بطور غیر مستقیم موفقیتهای ایران ایر را به خود شرکت مربوط دانسته است:
"زیر راه و ترابری ایمنی پرواز را اولویت اول بخش حمل و نقل هوایی کشور اعلام کرد و گفت: در این بخش که لبه تیز تحریم آمریکا وجود دارد، واقعا پرسنل صنعت حمل و نقل هوایی کاری کرده‌اند که حتی کشورهای دوست آمریکا، فکر می‌کنند این کشور خود به‌صورت مخفیانه به ایران قطعات هواپیما می‌دهد.به گفته وزیر راه و ترابری، خود آمریکا‌یی‌ها هم نمی خواهند به این توانایی کشورمان اعتراف کنند و لذا این بخش "غرور انگیز" کار است. به هر حال، همواره ایمنی پرواز اولویت اول بخش هوایی کشور محسوب می‌شود.

وی اعلام کرد:‌ بخش دولتی و خصوصی تمام توان خود را برای افزایش ظرفیت ناوگان حمل و نقل هوایی بسیج کرده‌اند و در خرید هواپیما توسط هواپیمایی هما محدودیتی وجود ندارد و ایرلاین‌های خصوصی هم می دانند که دولت از محل حساب ذخیره ارزی آنها را در خرید هواپیما کمک می کند."
اما نگاهی به تاریخچه شرکت ایران ایر نشان می دهد که این شرکت با دوران طلائی خود فاصله بسیار دارد.

اولین پرواز هما با هواپیماهای جت در سال ۱۹۶۵ با استفاده از یک فروند بوئینگ ۷۲۷-۱۰۰ در مسیر تهران-بیروت انجام شد. پس از آن شرکت تصمیم به تبديل تمام ناوگان خود به هواپیماهای جت گرفت. با شروع دهه ۱۹۷۰ عصر طلایی هما نیز آغاز گشت. در سال ۱۹۷۱ تعدادی بوئینگ ۷۳۷-۱۰۰ و در سال ۱۹۷۴ تعدادی بوئینگ ۷۲۷-۲۰۰ وارد ناوگان شرکت شد. همچنین تحویل هواپیماهای گران قیمت بوئینگ ۷۴۷ از نوع ۱۰۰ و ۲۰۰ و اس پی از سال ۱۹۷۵ آغاز گشت.

در میانه دهه هفتاد میلادی، هما پروازهای بدون توقف بسیاری را به طور روزانه به قاره اروپا انجام می‌داد، در این دوره هواپیمایی ملی ایران تنها در مسیر تهران-لندن بیش از سی پرواز هفتگی انجام می‌داد. خط هوایی تهران به فرودگاه جان اف کندی نیویورک در سال ۱۹۷۵ با بهره‌گیری از بوئینگ ۷۰۷ و با یک توقف در فرودگاه هیث‌رو لندن آغاز شد. با خرید بوئینگ های ۷۴۷ اس پی، هما این هواپیماهای دوربرد را در مسیر تهران-نیویورک به کار گرفت و به این ترتیب طولانی ترین خط هوایی بدون توقف جهان را راه اندازی کرد.

اما اکنون با وجود فرسودگی ناوگان هوایی این شرکت،عملا بسیاری از پروازهای این شرکت به شهرهای مهم جهان قطع شده است.


Tuesday, August 4, 2009

استانداردهای ایمنی پرواز در ایران

این روزها بحث سقوط هواپیماها در ایران به شدت بازار داغی دارد و به موضوع اول رسانه های کشور هم تبدیل شده است. این در حالی است که بسیاری از مسولان و متولیان صنعت حمل ونقل هوایی کشور این حوادث را به فرسوده بودن ناوگان هوایی و زیان بالای شرکتهای هواپیمایی داخل کشور منتسب می کنند. اما برخی گزارشها حاکی از آنست که صنعت هواپیمایی کشور بویژه در بخش خصوصی علی رغم تبلیغات گسترده بسیار سود ده است و همین امر بسیاری از اشخاص و نهادها را بر آن داشته تا بنوعی در این حوزه به منظور بی بهره نماندن از این سودهای هنگفت وارد عمل شوند.

گفته می شود اجاره هواپیما با بیش از 15 سال عمر از کشورهای مشترک المنافع یا شوروی سابق به همین دلیل بسیار شایع شده است. بر اساس ارزیابی ها اجاره یک هواپیما با کادر پرواز اعم از خلبان و خدمه از این کشورها در سال یک میلیون دلار یعنی کمتر از یک میلیارد تومان هزینه دارد . این اجاره با کادر و خدمه ایرانی و مهندس پرواز خارجی کمتر از 700 میلیون تومان در سال است.طبق همین ارزیابی ها با 20 پرواز خارجی این مبلغ اجاره و با 25 پرواز سایر هزینه ها از جمله سوخت نیز تامین خواهد شد و بیش از این مقدار پرواز یعنی سود خالص.
در حال حاضر 15 شركت هواپيمايي در كشور وجود دارد كه اين شركت ها در مجموع 177 فروند هواپيما و 32 هزار صندلي در اختيار دارند و در تاريخ 27 آذر سال گذشته با مصوبه هيات دولت در دومين سفر استاني به آذربايجان شرقي شانزدهمين ايرلاين كشور نيز متولد شد

چندی پیش سرپرست سازمان هواپیمایی کشور در اظهار نظری، علت مشکلات صنعت هواپیمایی کشور را متوجه پایین بودن قیمت بلیت دانسته و گفته بود: مدیران شرکت‌های هواپیمایی خواستار این هستند که قیمت بلیت از حالت یارانه‌ای خارج شود و دولت در قیمت‌گذاری بلیت هواپیما دخالت چندانی نداشته باشد

با اینحال سئوال اینست که سازمان هواپیمایی کشوری طبق چه ضوابطی در حال کنترل کردن این شرکتهاست؟ براستی سطح ایمنی پرواز در ایران کجاست؟ در بلاگنوشت بعد به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت


Tuesday, July 28, 2009

سقوط مکرر هواپیما در ایران: فاکتور انسانی

دری نجف آبادی دادستان کل کشور، چند وقت پیش طی پیامی به قربانیان حادثه سقوط هواپیمای توپولوف مسیر تهران-ایروان سیاسی کردن تامین قطعات هواپیما و تحریم ارایه خدمات هواپیمایی را یک اقدام غیر انسانی و ضد بشری دانست و افزود: ایکائو و دیگر نهاد‌های بین‌المللی باید این مساله را تفهیم کنند که تحریم‌های هواپیمایی یکی از مصادیق بارز اقدامات علیه بشریت است!
اما واقعا آنچه که جان مسافران خطوط هوایی در ایران را می گیرد چیست؟
مشکل اصلی شرکت های هواپیمایی ایران، فرسودگی ناوگان هوایی است و این کشور به دلیل تحریم های آمریکا نتوانسته در سه دهه اخیر ناوگان هوایی خود را بازسازی و نوسازی کند. اما این تحریم شامل قطعات هواپیما های روسی نمی شود .طبق مدارک موجود،دولت ایالات متحده حداقبل در یک مورد در سال ۲۰۰۶ در زمان جورج بوش پسر، با فروش قطعات ایمنی پرواز به شرکت هواپیمایی ایران ایر از طریق یک کشور ثالث موافقت نموده است.این مطلب در گزارشی در همان زمان در روزنامه "ورلد تریبیون" انعکاس یافته است. بر طبق این گزارش دولنت در آن زمان به وزارت خزانه داری ذستور داد تا اجازه فروش قطعات و اطلاعات مربوط به ایمنی پرواز تعدادی هواپیمای ایرباس خطوط هواپیمایی ایران ایر را بدهد. شان مک کورمک، سخنگوی وقت وزارت امور خارجه آمریکا در آنزمان به مطبوعات گفت که این مجوز برای تعداد محردودی هواپیما صادر شده است.
گزارش آخر سازمان هواپیمایی ایران در موزد از باند خارج شدن یک فروند هواپیمای ایلوشین در مسیر تهران مشهد به صراحت یه عامل انسانی در مورد سانحه پیش آمده اشاره می کند.در مورد چندین حادثه سقوط هواپیما درایران در سالهای گذشته نیز عوامل انسانی مهمترین عامل سقوط هواپیما عنوان شد.
علیرغم تحریم صنعت هواپیمایی ایران توسط آمریکا، تا کنون حتی یک هواپیمای ساخت آمریکا در ایران سقوط نکرده(گوش شیطان کر!) بنظر می رسد که علاوه بر عامل فرسودگی ناوگان هوایی، باید عامل ضعف مدیریت انسانی را نیز به وضعیت ناوگان مسافری هوایی ایران اضافه کرد. نظر شما راجع به مدیریت خطوط هوایی در ایران چیست؟

Tuesday, July 21, 2009

ضرر قطع اس ام اس

وضعیت مدیریت شبکه تلفن همراه در ایران از چند جهت ، اگر نگویم استثنائی، دستکم در دنیا نادر است .اول آنکه شبکه تلقن همراه اصولا شامل دو قسمت است: ۱. مخابرات ۲.مشترک تلفن . اما در هنگام درگیریهای اخیر ثابت شد که هر دو این عوامل همان کاری را می کند که طرف مقابل نمی خواهد: مخابرات سیستم پیامک را قطع می کند و مردم هیجانزده که ناگهان تلفنشان به یک دوربین عکاسی ابتدائی تبدیل شده، از تمام وقایعی که بقول مسئولین جمهوری اسلامی"دشمن شاد کن "است ، عکس می گیرند و می گذارند در معرض دید عموم.
دوم اینکه در اکثر کشورها، یا حداقل در کشورهای با نظام دمکراتیک، سیستم ارتباطات دست بخش خصوصی است. در ایران که در ۲۴ سال اول گفتند طبق قانون مخابرات در دست دولت است. بعد وقتی ترک سل آمد اپراتور دوم را زد و سپاه یک شبه اساسنامه را بنفع طرف ایرانی، که خودش بود، تغییر داد و ترک سل هم چیزی نگفت(یعنی کردند و شد!) تازه راه دیگری برای دولت باز شد. یعنی مخابرات هنوز مال دولت است و هر وقت بخواهد پریزش را می کشد. در این بین شرکتهای خصوصی فقط در حد نمایندگی های با مسئولیت محدود، سعی در تمرکز بر مسایل مالی دارند.
یکی دیگر از این مدیریتهای منحصر بفرددر بخش بازار سرمايه رخ داد، بعد از چند سال از مطرح شدن خصوصي‌سازي شركت مخابرات، سرانجام اين شركت با تمام مشكلات و ابهامات موجود خود وارد بورس شد و توانست بخشي از سهام خود را خصوصي كند. هرچند مسئولان شركت مخابرات از روند خصوصي‌سازي شركت مخابرات راضي هستند و بر اين باورند كه اين روند در كوتاه‌ترين زمان ممكن و با برطرف شدن ابهامات رخ داده است، اما گزارش‌هاي منتشر شده در اين زمينه خلاف اين اظهارات را ثابت مي‌كند.
پس از بروز مشكلات فراوان از سوي اين شركت بازار سرمايه در هفته‌هاي اخير شاهد اعمال مديريت‌هاي نادرست مسؤولان امر در مورد مخابرات بوده است چرا كه آثار زيان بار قطع اس ام اس ها ها كه از چند روز مانده به انتخابات رياست جمهوري تا ۲۴ روز پس از آن توسط شركت مخابرات صورت گرفت، در بازار سرمايه و قيمت سهام اين شركت نيز مشهود است تا آنجا كه ريسك‌گريزي سرمايه‌گذاران منجر به خروج بسياري از آنها از سهام مخابرات شده است. به نظر مي‌رسد كه مسؤولان امر با عرضه عجولانه سهام مخابرات تنها خواهان جمع‌آوري 5 درصد نقدينگي از ميان مردم بودند چرا كه با مروري بر ابهامات اين شركت در مي‌يابيم كه مخابرات، صلاحيت خصوصي‌شدن را نداشته است و همچنان تفكر دولتي در پيكره دولتي شركت مخابرات حاكم است.

Wednesday, July 15, 2009

وقایع پس از انتخابات و ضرورت اطلاعرسانی صحیح


علیرغم اعمال محدویتهای شدید توسط رژیم جمهوری اسلامی، اخبار تجمعات و تصاویر مربوط به آن با گستردگی فراوان بر روی اینترنت در دسترس همگان قرار گرفته است. با وجود خانه نشین شدن خبرنگاران خارجی به دستور دولت ایران،شبکه های خبری آمریکایی و اروپائی با استفاده از همین رسانه های خرد، مردم دنیا را درباره اتفاقات داخل ایران مطلع کردند.اما نکته مهم در این زمینه قابا اعتماد بودن اخباریست که بر روی شبکه هایی مانند فیس بوک و تویتر قرار می گیرد. در حالیکه برخی از شبکه های خبری از این دو رسانه ، یعنی فیس بوک و تویتر، فقط برای انتشار تصاویر درگیریهای خیابانی و یا بعضا شعار دادنها استفاده کردند، برخی دیگر پا را از این حد فراتر گذاشتند و از لا به لای حجم اطلاعاتی که توسط شهروندان بعضا هیجانزده بروی تویتر می گذاشتند ، بدنبال سوژه می گشتند.
بازار داغ شایعات
بدیهیست که در شرایط استثنائی مانند وقایع پس ار انتخابات ایران، امکان گزارش تمامی اتفاقات امری غیر ممکن است.از طرف دیگر تشخیص واقعیت از شایعه کاری است که جدا از احتیاج به مهارتهای خبرنگاری،احتیاج به دانش همه جانبه نسبت به مسایل و فرهنگ ایرانی دارد. در این بین زیاده روی برخی از رسانه ها در استفاده از تویتر به عنوان منبع خبری باعث اعتراض اهالی خبر قرار گرفته است. در یک نمونه می توان به روزنامه هافینگتون پست"در کشور انگلستان اشاره کرد. البته سردبیر این روزنامه انگلیسی با حضور در برنامه ای در شبکه ۴ بی بی سی به دفاع از ویرایش خبر در این روزنامه پرداخت و گفت گه این روزنامه در مورد انعکاس اخبار از تویتر، جانب احتیط را رعایت کرده .
من و همکارانم در صدای آمریکا هر روزه با سیلی از ایمیلهای حاوی اخبار و عکس هایی موجه هستیم ، که در مواردی که امکان تایید خبر از منابع مستقل وجود داشته باشد، اقدام به انتشار آن می کنیم.